درباره

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات


آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته گذشته : 3
بازدید ماه گذشته : 54
بازدید سال گذشته : 377
کل بازدید : 2718

 

 

 

 

چه بسیار یاد که از ذهنم پاک کرده است باد

           اما من غم گلهای یاد کس را پر پر نمی کنم

                                                                                       من رفتن هیچ عزیزی را باور نمیکنم

 

           

 

 

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

بي تو

 

چقدر روزهايم سرد وبي روح است

 

آنقدر كه حتي...

 

بهار هم زمستان ميبينم

 

سالهاست كه جز ديدن تو آرزويي ندارم

 

اما

 

پنجره آرزوهايم را گرد وغبار گرفته است

 

كاش بداني

 

كه چگونه در حسرت ديدارت

 

ديدگانم ابريست

 

نميدانم؛

 

نميدانم چند سال است كه بهار ها را زمستان ميبينم

 

فقط مي دانم

 

اگر توبيايي

 

با گل رويت بهار مي شود

 

وتو ...

 

تو از بهار هم  بهتري...!

چشمان تو بی کران ، آبی ، مثل دریا

باورم کن که بی تو ، تنهای تنهایم

صدای تو نوای دل نشین من

با من بمان که بی تو هیچم

 

 

میدونم یه روز میای به دیدنم

          ولی اون روز دیگه پوسیده تنم

       اگه بازش بکنی قلب منو

                              توی اون نوشته عاشقت من

 

                  

از قلبم 

پرسیدم عشق چیست؟

گفت: آتشی است.

گفتم مگر آن را دیده ای .

گفت: نه. در آن سوخته ام...

برچسب‌ها:
نوشته شده در جمعه 30 فروردين 1392 ساعت 10:42 توسط : Elham | دسته : | 100 بازدید
  • []

  •  

     

    رهسپار عشق

     

    تو رهسپار می شوی به سوی عشق

     

    ومن کنار پنجره

     

    در آرزوی یک نگاه آه میکشم

     

    تو از دیار من

     

    چه شادمانه کوچ میکنی

     

    و چشم های بی قرار من

     

    به غربت همیشگی

     

    هنوز خیره مانده اند

     

     Image hosting by TinyPicImage hosting by TinyPicImage hosting by TinyPic

    باران گرفته ... برو

     

    حالا که میروی قرار مرا هم ببر

     

    دلبستگی پایدار مرا هم ببر

     

    غم های کهنه را به دوش من بسپار

     

    نوروز و عید و بهار مرا هم ببر

     

    همچون نسیم می گذری از کنار من

     

    از این دیار برگ و بار مرا هم ببر

     

    یک آسمان ستاره روشن برای تو

     

    مهتاب شب های تار مرا هم ببر

     

    امشب حال و هوای دلم ناگفتنی ست

     

    نا گفته های بی شمار مرا هم ببر

     

    باران گرفته برو ، بیش پا به پا مکن

     

    احساس عشق آشکار مرا هم ببر

     

    با عزم جزم روان شدی، اما بگویمت

     

    چشمان پر از انتظار مرا هم ببر!

     

    Image hosting by TinyPic

     

      

        عاشقت خواهم ماند. .............................بی آنکه بدانی.

    دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم.

    درد دل خواهم گفت.................................بی هیچ کلامی.

    گوش خواهم داد..................................بی هیچ سخنی.

    در آغوشت خواهم گریست.......................بی آنکه حس کنی.

     تو ذوب خواهم شد..............................بی هیچ حرارتی.

    اینگونه شاید احساسم نمیرد

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 30 فروردين 1392 ساعت 10:36 توسط : Elham | دسته : | 90 بازدید
  • []

  •  

     

    مطمئن باش و برو

     

    ضربه ات کاری بود

     

    دل من سخت شکست

     

    و چه زشت ...به من و سادگيم

     

    خنديدی...

     

    برو تا راحت تر... تکه های دل خود را سر هم بند زنيم ...

    مطمئن باش و برو

     

     

    يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل

    گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم.

    حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا

    مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده .ولي واي از آدماي ...

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 30 فروردين 1392 ساعت 10:33 توسط : Elham | دسته : | 100 بازدید
  • []

  •  

     

    آن روز که آمدی سراغم           ناخواسته  بر دلم نشستی 

    ازعشق که مطمئن شدی تو            آنگاه دل مرا شکستی

    اول دعا کن بمیرم بعدش بگو میخوای بری

     

    بعدش بگو مسافری بعدش بگو رهگذری

     

     

    دلم طاقت نشستن ندارد وقتي به چشمهايم مي نگري

    چشمهايم تحمل نگريستن نداردوقتي مرا مي نوازي

    روحم پر مي كشد وقتي با من سخن مي گويي

    زبانم هم بند مي آيد

    تو بگو چه كنم با اين همه التهاب كه همه از دوست داشتن توست

    غزل هايم را فراموش مي كنم

    از سهراب يا نيما فروغ يا شهريار چيزي به ياد نمي يارم

    فقط بايد زمزمه كنم

    زير لب به گونه اي كه تو نيز بشنوي

    كسي درون من استكه از دريچه ي چشم به كوچه مي نگرد

    كسي درون من است

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در جمعه 30 فروردين 1392 ساعت 10:31 توسط : Elham | دسته : | 103 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | ایجاد وبلاگ رایگان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات